مرتضى راوندى
135
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در دستهء مورد علاقه خود شركت مىكنند و در اين كار بر يكديگر سبقت مىگيرند ، حتّى اگر خود شاه نيز در اصفهان باشد به انتخاب خود ، با يكى از دستهها كه بيشتر طرف توجّه او باشد همراهى مىكند ، جلوى هر دسته چند اسب كه طبق رسم محل آراسته به زينت فراوان هستند ، حركت مىكنند و روى زين آنان تير و كمان و شمشير و سپر و عمّامه قرار دارد كه گفته مىشود ما ترك على ( ع ) است ، بعد از آن پيادگانى بيرق و علمهاى متعدّد و بزرگى را كه دورتادور آن با نوارهايى زينت شده است به زحمت به دوش مىكشند . . . بعد از اينها تابوت يا تابوتهايى پوشيده به مخمل سياه را بر دوش مىكشند . . . دورتادور آنها عدّهء زيادى راه مىروند و نوحه مىخوانند و عدّهء ديگرى بوق و كرنا و سنج مىزنند و فريادهاى عجيب برمىآورند و جست و خيز مىكنند ؛ اشخاص معتبرى كه همراه دستهها هستند ، بر روى اسب سوارند و بقيه كه تعداد آنان بىحدّ و حساب است پياده مىروند ، دستهها ميدان را دور مىزنند و قبلا جلوى در قصر شاه و سپس جلوى مسجد بزرگ مقابل كاخ توقّف مىكنند و مراسم مذهبى چندى در اين دو محلّ توأم با نوحه و فرياد اجرا مىشود و سپس مردم به خانههاى خود مىروند . وزير اصفهان با تعدادى اسب در يك سوى ميدان و خزانهدار شاه در سوى ديگر قرار دارند و مراقبت مىكنند كه دستهها در محل تقاطع ، به يكديگر برخورد نكنند . . . زيرا گاهگاه منازعات سختى در مىگيرد و عدّهء زيادى زخمى و كشته مىشوند . . . » « 1 » مراسم عزادارى در عاشورا در سفرنامهء پيترو دلاواله صفحهء 123 مراسم عزادارى عاشورا در دورهء صفويه چنين بيان شده است : « همه غمگين و مغموم به نظر مىرسند و لباس عزا به رنگ سياه بر تن مىكنند ، هيچكس سر و ريش خود را نمىتراشد و به حمام نمىرود ( ! ) بسيارى از گدايان در كوچههاى پرآمد و رفت شهر تمام بدن خود را تا گلو و حتّى قسمتى از سر را در خمرهيى از گل پخته كه در داخل زمين پنهان شده فرو مىكنند « 2 » . . . فقير ديگرى با عجز و الحاح از عابرين طلب صدقه مىكند ، جمعى ديگر در ميدانها و كوچههاى مختلف و جلوى خانههاى مردم ، برهنه و عريان در حالى كه فقط با پارچه سياه يا كيسهء تيره رنگى ستر عورت كرده و سرتاپاى خود را با مادّهيى سياه ، رنگ كردهاند حركت مىكنند . . . همراه اين اشخاص عدّهيى برهنه ، بدن خود را به رنگ قرمز درآوردهاند تا نشانى از
--> ( 1 ) . سفرنامهء پيترو ، ص 85 . ( 2 ) . سفرنامه پيترو ، ص 85 .